بابکبابک، تا این لحظه: 13 سال و 27 روز سن داره

بابک پسرم

6 ماهگی بابک

1392/12/21 18:19
نویسنده : سارا آقایی
384 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم این روزا همش ما رو با شیطنت هات میخندونی.نمیدونی چقدر شیرین و با مزه شدی!!! دیشب در حالی که داشتی شیر میخوردی کلی حرف میزدی و زبونتو به شکلای مختلف تو دهنت میچرخوندی و طبق معمول این روزها صدای" پکامممم پکام قومم قوممم..."در میاوردی , محکم بغلت کردم و فشارت دادم و به بابا گفتم یعنی ممکنه من این صحنه ها یادم بره؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!؟؟ خیلی دلبر شدی جیگرم.صبحا میزارمت تو تخت خودمون و امان از اون لحظه که بیدار میشی!! وای! خدای من! عاشق اون لحظه ام که چشاتو باز میکنی و فورا تند تند دست و پا میزنی و حرفایی میزنی جیغ میکشی و من میدوم میام کنارت میخوابم و تو فورا به طرفم بر میگردی و میخندی و ذوق میکنی و با دستای تپلت چنتا میزنی تو صورتم!!!! میدونم که تو هم دوست داری این حرکتو .کاملا مشخصه لذت میبری! الهی فدات شم!

از اول اسفند در حال تلاش برای گفتن به به و مه مه بودی! ما هم کلی واست تکرار میکردیم و شما با دقت زیادی به لب های ما خیره میشدی.فقط وقتی بهت میگفتیم به به مه مه اروم میشدی و بیحرکت به ما گوش میدادی! چون هر حرف دیگه ای بهت میگیم فورا میخندی !! (قربون خنده هات برم عزیزکم! ) مرتب میگفتی  : ب م (Ba   Ma) تا اینکه دیشب دیگه رسما گفتی به به مه مه! وای که چقدر واسه شنیدن این حرفات انتظار کشیدیم!

3 روزی هم هست که اخم میکنی! خیلی جالبه! نمیدونم از کجا یاد  گرفتی؟!خیلی هم شدید اخم میکنی , لباتو هم جمع میکنی میدی بیرون!!ما کلی میخندیم به این حرکتت.

تو خواب هم میری به پهلو یا میری رو شکم و من دیگه خواب ندارم همش میام بالا سرت چکت میکنم. موقع پوشک کردنت هم اوضاعی داریم همش میری رو شکم و پهلو و نمیذاری مامان کارشو انجام بده. چند روزیه که وقتی میری به شکم پشت تپلتو میاری بالا و به طرفین تکونش میدی و تلاش میکنی حرکت کنی.

از وقتی برگشتیم خونمون میزارمت رو فرش بازیت و کلی سرگرم میشی و جیغ میکشی و با دستات محکم و تند تند به عروسکاش میزنی .عروسکا میخورن به هم صدا میدن و تو بیشتر و بیشتر میزنی ...خلاصه کلی فرشتو دوست داری و وقتی میبینیش به سمتش خودتو میکشونی و ما میفهمیم که میخوای بری بازی کنی.

هر چیزی رو هم میبینی کلی تلاش میکنی به دستش بیاری و بخوریش و از هیچی نمیگذری. مخصوصا به پارچه و دستمال کاغذی خیلی علاقه داری و ما همش مراقبیم که دستت به دستمالی چیزی نرسه و کار دستمون ندی!

خب برم کم کم آماده شم گل پسرمو ببرم گردش. اخه پسرم عصر ها بهونه میگیره که ببرمش پیاده روی.کلی هم لذت میبره و کل مسیرو حرف میزنه با مامانش.

راستی لالایی که این روز ها واست میخونم و خیلی دوسش داری اینه:

لالا  لالا گل نازم ! تویی سرو سر افرازم!

تویی سروم ! تویی کاجم! تویی افسر! تویی تاجم!

لالا لالا  لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گل نرگس ! نباشم دور زتو هرگز!

همیشه در برم باشی ! چو تاجی بر سرم باشی!

لالا لالا  لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گل مینا! بخواب آروم گل بابا!

بابا رفته! سفر کرده! الهی زودی برگرده!

لالا لالا لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گل شب بو! نگاهت میکنه جادو!

ببینم چشم شهلایت به زیر آن کمان ابرو!

لالا لالا لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گل پونه! انار کردم واست دونه!

انار سرخ یاقوتی! بخور ای گل نگیر بونه!

لالا لالا لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گلم باشی بزرگ شی تاج سرم باشی!

لالا لالا گلم زیباست! برای من همه دنیاست!

لالا لالا لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا  گل سرحد! نشه هرگز گلم پر پر!

لالا لالا لالا لایی! لالا لالا لالا لالا!

لالا لالا گلم خوابید برویش نور مهتابی!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان آیلا
22 اسفند 92 21:42
الهی هزار ماشالات باشه گل پسر سارا جون هر وقت از دومادم می نویسی یه ماشالا هم بگی بد نیس
زن عمو آذی
22 اسفند 92 22:29
آی فدای قند عسلم بشم دلم برات یه ذره شده
خاله جون و مهرتاشي
23 اسفند 92 22:17
جگگگگگگگگررر بوووووووووووووس بوووووووووووس بوووووووووووووس... .
مامان مریم
26 فروردین 93 11:04
سلام بابک جون.سلام مامان سارا.سال نو مبارک.دلمون براتون تنگ شده.بوس بوس بوووووووووووووووووووووووس
خاله زهرا
31 فروردین 93 12:38
عزیز دلم ایشالله همیشه سلامت باشی و در کنار مادر پر مهرت عشق کنی.... من که این روزها هر شب خوابتو میبینم.....
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بابک پسرم می باشد