بابک شیطون مامان
پسرکم این روزها ماشالات باشه خیلی شیطون و شیرین و خوردنی شدی
خیلی علاقه به میز تلویزیون داری و حالا دیگه یاد گرفتی بری توش و با سیم های پشتش بازی کنی ولی مامان زودی میاد و از اونجا درت میاره:

اینم بابک جون در حال تماشای کارتون از شبکه براعم:


بابک جونی در حال نقشه کشیدن برای حمله به اتیکت بالش و فرش بازی:


بابکی در حال شروع حمله به ظرفها و و قابلمه های مامان جون ها که مامان آماده شون کرده بود که بهشون تحوبل بده:

فرشته کوچولو ی من در خواب ناززززززز
:


بابک به صدای گنجشک هایی که توی تراس اومدن توجه نشون میده:

شکلات های دندونی بابک خان که مامان جون زحمت کشیدن و تهیه کردن:

بابک و رهام جونی پسرخاله های دوست داشتنی:


ببین پسری ما چه میکنه:

بابک و خاله جون و مهرتاشی و ستاره جون! فدای چهار تایی تون!

کنجکاو کوچولوی ما رو ببین:


پسرکم از 5 شنبه شب (11 اردیبهشت) یک ساعت بعد از اینکه همه خاله ها و خاله زاده ها با هم واسش دس دسی خوندن شروع کرد به دس دسی کردن.
قربون دستات برم. خیلی خوشحال شدم آخه خیلی انتظارشو کشیده بودم
:

دیشب به خونه برگشتیم .خیلی شاد بودی شروع کردی به تلاش برای ورود به آشپزخونه و یهو دیدم اومدی بالا و کلی ذوق کردی .انگاری از موفقیتت خیلی خوشحال بودی و کلی انرژی مضاعف گرفتی :



اینم شمایی با یه قاشق گنده تو دهنت که امروز ظهر دادم دستت مشغول باشی تا مامان ناهارشو بخوره آخه بابایی دستور دادن ناهارمو به موقع بخورم تا شیر کافی واسه پسر کوچولوش داشته باشم:

پسر کوچولوی دوست داشتنی ما!


بابک شیطون مامان
